تبليغاتX
بامدادان وطن

بامدادان وطن

بامدادان که تفاوت نکند لیل و نهار / خوش بود دامن صحرا و تماشای بهار

امروز مالک خانه ای که یک سالی می شود در آن زندگی می کنیم آب پاکی را روی دستمان ریخت. نهایت دو ماه فرصت داریم تا خانه ای جدید برای خود دست و پا کنیم . خیلی مشکلات کم داشتیم٬ یکی دیگر اضافه شد. تازه از شما چه پنهان با مدیر شرکتی هم که در آن کار می کنم از نظر حقوق و مزایا اختلاف پیدا کرده ام و بعید می دانم که دیگر با او به توافق برسم. خلاصه اوضاع عجیبی است. هر روز به همراه همسر محترمه از این مشاور املاک به آن مشاور در رفت و آمدیم . هرجا می رویم می گویند:" نمی شه یه ده میلیونی رو پولتون بذارین براتون یه دو خوابه ۶۵ متری نما سنگ گرانیتی ٬ اسکلت بتنی ٬ کف سرامیک ٬ آشپزخانه اوپن ٬ کابینت ام دی اف و ...جور کنیم".غافل از اینکه همین پول را هم با قرض و وام و زحمت و هزاران مشکلات جور کرده ایم و این ده میلیون یا حالا پنج میلیون به این سادگی ها به دست نمی آید . با خود فکر می کردم به دست آوردن خانه آن هم خانه ای ۴۰یا ۵۰ متری که به سختی اسباب خانه در آن جا می گیرد چه رسد به زندگی آرام و راحت ٬ به چه دلیل این قدر مشکل است . داشتن یک سرپناه برای زندگی از حقوق ابتدایی هر فردی است.ولی امروزه صاحب خانه شدن یک آرزوست. بگذریم ٬ به همراه همسرم در این دید و بازدیدهایی که داشتیم از خانه ای خوشمان آمد . قیمت ابتدایی این خانه تا حدودی نزدیک به پولمان بود . ولی نمی دانم چه شد از آن روزی که ما تقاضای نشست و صحبت با مالک این خانه را کردیم تیرمان به سنگ خورد . سکانس اول : آقای امینی کارمند مشاور املاک با خانم کاتوزی صاحب ملک هماهنگ می کند که بنده به اتفاق همسر ٬ پدر و برادر خانم عزیزتر از جانم روز چهارشنبه ساعت ۶ بعدازظهر در آژانس املاک نشست و صحبتی با این خانم مکرمه داشته باشیم تا اگر قسمت باشد ما هم صاحب خانه شویم . همگی رأس ساعت سر قرار حاضریم حتی برادر خانمی که امید به حضور به موقع او نبود ولی خبری از خانم کاتوزی نیست . خدایا نکند منصرف شده . در هر صورت ما نزدیک به یک ساعت منتظر این خانم نشستیم٬ با شماره تلفن هایی که از خانم داشتیم تماس گرفتیم ولی فایده ای نداشت . مانند لشکری شکست خورده با آرزوهایی که به ناامیدی تبدیل شده بود آژانس املاک را ترک کردیم . سکانس دوم : آقای امینی با بنده تماس می گیرند و می فرمایند : حاج خانم قدری کسالت داشتند برای همین بدقولی کردند و فرمودند که برای جمعه ساعت یک بعدازظهر نشست در آژانس املاک حتمی است .از طرفی قیمت خانه هم از متری ۱۵۵۰۰۰۰تومان به ۱۶۵۰۰۰۰ تومان تغییر پیدا کرده است٬ اگر با این قیمت خریدار هستند تشریف بیاورند. سکانس سوم : جمع خانوادگی ما سر قرار حاضر است ولی دوباره خبری از حاج خانم نیست . کمی فکرها به کار می افتند. پدر : نکند برای حاج خانم بیمار ما در راه اتفاقی افتاده است؟ همسر : عجب آدم بدقول و بی ادبی است ٬بدون حتی یک تماس تلفنی همه ی ما را سرکار گذاشته است . برادر خانم : بابا این خانم فروشنده نیست ٬ به نظر من بی خیال.این دفعه حاج خانم زحمت می کشند و از طریق تلفن می فرمایند : امروز روز عید قربان است من هم چون حاجی هستم همه ی اقوام و دوستان به دیدن من می آیند. و امروز هم به همین راحتی قرارمان به هم خورد .سکانس چهارم : آقای امینی با جنگ و دعوا با خانم کاتوزی موفق می شود قرار روز شنبه ساعت ۸ شب را برای بار آخر بگذارد و با شرمندگی تمام به من این خبر تکراری را می دهد. آیا به نظر شما حاج خانم این دفعه تشریف می آورند؟

+ نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 23:33  توسط بامداد فتوحی  | 

گروه موسيقي اصيل خورشيد به سرپرستي مجيد درخشاني از تاريخ 30 آبان ماه به مدت سه شب در تالار وحدت به اجراي برنامه پرداخت. اين گروه که از 30 نوازنده و يک خواننده تشکيل شده بود قطعاتي را در دستگاه نوا و چهارگاه اجرا کرد. آنچه مي خوانيد گزارشي است از شب اول اين کنسرت. پيش از آنکه از چند و چون کيفي کنسرت گروه خورشيد بنويسم بد نيست نگاهي کوتاه به تاريخچه گروه موسيقي خورشيد بيندازيم. گروه خورشيد گروهي جوان است که از سه سال پيش توسط مجيد درخشاني تاسيس شده و در طول اين مدت کنسرت هاي بسياري را در داخل و خارج از کشور اجرا کرده است. (برگزاري کنسرت در فستيوال هنري شانگهاي - کاخ ورساي - مقر يونسکو و چندين شهر داخلي از فعاليت هاي شاخص اين گروه است.) گروه خورشيد همواره بر توانايي هاي جوانان و آينده داران موسيقي ايران تکيه کرده است. اين گروه هيچ گاه موسيقي خود را براساس ايده خواننده سالاري استوار نکرده و هيچ گاه خواننده تنها سرمايه اين گروه محسوب نمي شده است. با توجه به عمر کوتاه اين گروه، تعداد اجراها و انتشار چند اثر موسيقايي قابل بحث، مي توان اين گروه را موفق، پرکار و نسبتاً محبوب دانست؛ آن هم در زماني که با عدم محبوبيت موسيقي رديف دستگاهي روبه رو هستيم. اما آنچه تا به حال خوانديد، همه و همه مربوط به گذشته اين گروه است چرا که در اين اجرا از آن صداي پرحجم و کوک قابل قبول ارکستر ديگر هيچ خبري نبود، همين طور از آن تکنوازي ها و چندنوازي هاي هوشمندانه و از پيش تعيين شده، از آن آهنگسازي و تنظيم ها، از آن تلفيق شعر با موسيقي، از آن چيدمان متنوع قطعات و... ديگر هيچ خبري نبود. افت گروه خورشيد براي اهالي موسيقي و حتي افرادي که فقط يک بار موسيقي خورشيد را شنيده بودند مشهود بود.

همان طور که اشاره کردم خورشيد همواره نگاهي درخور و به اندازه به جايگاه موسيقايي خواننده داشته است (به ويژه در اجراهاي صحنه يي) اما در اين اجرا تعريف، جايگاه و شخصيت مجري آواز در متن موسيقي گروه خورشيد گم شده بود. فريبا داوودي تنها خواننده حرفه يي گروه محسوب مي شد و اين سوال در تمام طول اجرا ذهن را به خود مشغول مي کرد که اگر قرار است خواننده به تنهايي بخواند چرا در تمام طول تصنيف ها مجيد درخشاني و ديگر نوازندگان نيز قطعات را زمزمه مي کردند؟ اگر قرار بود همگي با هم بخوانند چرا ميکروفن به گونه يي چيده نشده بود که هر کس با حالتي خميده صدايش را در ميکروفن مخصوص ساز خود سر ندهد؟ اصلاً چرا همخوان ها تا به اين اندازه با عدم هماهنگي نغمگي خواننده را همراهي مي کنند؟

از ديگر توانايي هاي از دست رفته گروه خورشيد عدم استفاده لازم و کافي از نوازندگان بود؛ موسيقي گروه خورشيد را اين بار مي شد با پنج يا شش نوازنده هم اجرا کرد. وقتي آهنگسازي از پنج نوازنده عود و شش نوازنده تار و سه تار استفاده مي کند، رسماً اعلام مي کند که براي سازهاي مضرابي اش برنامه يي خاص دارد، دقيقاً همان چيزي که درخشاني نداشت، از طرفي استفاده از نوازندگاني که دوره هاي ابتدايي و هنرجويي را پشت سر مي گذارند بي احترامي به خود اين جوانان است، بي احترامي به نوازندگان حرفه يي گروه، بي احترامي به مخاطب حاضر در سالن و بي احترامي به روح موسيقي است، البته جا دارد در همين قسمت به تسلط و توانايي هاي نوازنده جوان تار و نوازندگان قيچک باس و ني (شاهو عندليبي) و همين طور بانوي خواننده گروه اشاره کنم.موسيقي گروه خورشيد از آن دسته موسيقي هاي اصيل ايراني است که با پيوستگي بين قطعات، تمرکز، سکوت و آرامشي مطلوب را به مخاطب عرضه مي کند، يعني تکنوازي هاي بين قطعات بلافاصله بعد از پايان گرفتن قطعات شروع و به قطعه بعدي متصل مي شود چرا که در ژانر موسيقي رديف دستگاهي (موسيقي دوره قاجاريه) متصل نبودن قطعات به يکديگر باعث مي شود تا حضار بعد از اتمام هر قطعه به تشويق بپردازند که اين موضوع فضا و حالي را که تا آن لحظه ايجاد شده است از بين مي برد.

از ديگر گفتني هاي اين کنسرت و البته از ويژگي هاي هميشگي گروه خورشيد کم و به اندازه استفاده کردن از شعر و مجري آن (خواننده) است. در اجراي موسيقي رديف دستگاهي (موسيقي دوره قاجاريه) رسم است که بعد از اتمام هر تصنيف خواننده آواز بخواند و مجدداً تصنيف بعدي آغاز شود و اين روند تا پايان برنامه ادامه يابد. فارغ از يکنواختي که اين رويه به شنونده تحميل مي کند باعث مي شود تا مهارت نوازندگان نيز عيان نشود و خلاصه همه کار را يک نفر انجام دهد. البته گويي مجيد درخشاني خوب مي داند که ديگر اين دسته از موسيقي محکوم به انزوا هستند. از اين رو تکنوازي ها را بين سازهاي مختلف تقسيم مي کند و آگاهانه از رنگ هاي صوتي گوناگون براي تنوع در طول برنامه بهره مي جويد. اما مي خواهم به نکته ديگري اشاره کنم؛ رديف، موسيقي دستگاهي، توالي گوشه هاي رديف، آواز و جواب آواز برمبناي رديف، بداهه نوازي براساس گوشه هاي رديف و باز هم رديف و رديف. آخر تا کي بايد از نغمه پردازي هاي نوازندگان دوره قاجاريه تقليد کرد؟ به شنيدن کنسرتي مي رويم که همه نوازندگان جوان هستند، امروز متولد شده اند و به فردا تعلق دارند اما به رغم اين توضيحات در گذشته يي ناکامل و مبهم فرو رفته اند چرا که معلمان آنها چيزي جز تقليد از گذشتگان و تکرار موسيقي به اصطلاح قديمي يا همان رديف به آنها نياموخته اند. در اين کنسرت همچون بسياري از کنسرت هاي ديگر در ازاي بداهه نوازي، گوشه نوازي به شنوندگان تقديم شد البته قطعات هم دست کمي از تکنوازي ها نداشت، چند گوشه معروف و اصلي و ملودي ها، نخ نما شده در الگويي ريتميک (که معمولاً از رديف انتخاب مي شوند و از مترهاي دوچهارم يا شش هشتم فراتر نيست) نواخته مي شد آن هم به طور تک صدايي و البته با کوکي نامطلوب. بخش دوم برنامه که گويي انگيزه اصلي برگزاري اين کنسرت بود اجراي دوباره قطعات جاودانه يي چون سواران دشت اميد، حصار و... از اولين ساخته هاي حسين عليزاده بود. با علم به اين موضوع که هر موسيقي را بايد با ديگر پديده هاي فرهنگي همان دوره مقايسه کرد و با علم به اينکه سي سال از اولين اجراي اين قطعات مي گذرد و با ادراک کافي از اين واقعيت که در اين ژانر از موسيقي اصيل ايراني (ژانر گروهي نوازي) هيچ اجراي صحنه يي دقت و کيفيت ضبط استوديويي همان قطعات را ندارد و با ايمان به اينکه گروهي چون خورشيد را نبايد با گروه حسين عليزاده مقايسه کرد اما کوک کم دقت، عدم هماهنگي ضرباهنگ ها، عدم هماهنگي نغمگي در فواصل موسيقايي و... همه و همه تفاوت ها را عيان مي کرد، البته شور و هيجان جوانان خورشيد بر کار سوار بود. هر چند که آنها نتوانستند حصارهاي سنت را بشکنند ولي برخي از آنها را بايد از سواران دشت اميد ميراث شنيداري ايران دانست. از ديگر نکات قابل توجه در قسمت دوم حضور پنج نوازنده تنبک و ضرب (منظور ضرب زورخانه) بر صحنه بود. اين پنج نوازنده که راهي دشوار را براي پيمودن مسير بزرگان در پيش دارند، با هماهنگي درخور تحسين بر صحنه حاضر شدند و هماهنگ ترين گروه سازي بودند (برخلاف گروه نوازندگان دف و سازهاي مضرابي). در اينجا خالي از لطف نيست که از بزرگ معلم عرصه تنبک نوازي و يکي از تاثيرگذارترين نوازندگان بر شکل گيري تنبک و تنبک نوازي، استاد بهمن رجبي ياد کنيم که در اجراي اصلي اين قطعات تنبک و ضربي جاودانه نواخته است. در اجراي قطعه حصار آقاي مجيد درخشاني (نوازنده تار و سرپرست گروه) که در اجراي اصلي اين قطعات (سي سال پيش) سنج نواخته بود، مجدداً يادي از گذشته کرد و سنج زد (حداقل در آن شبي که ما شاهد برنامه بوديم چنين شد) فارغ از نفس عمل که برايم مشخص نشد، بعد از تعويض ساز صداي سازهاي مضرابي به گونه يي مشهود افت کرد و در شرايطي که ملودي اصلي را نوازندگان مضرابي ها مي نواختند صداي سازهاي آرشه و بادي بالاتر بود و براي لحظاتي هرج و مرجي کامل پيش آمد که البته اين نقيصه بيشتر متوجه صدابرداري غلط بود؛ موضوعي که در سالن هاي مختلف به ويژه تالار وحدت هميشگي شده است. بگذريم...

جان کلام. گروه خورشيد گروهي هدفمند و موفق بود ولي در اين اجرا بيش از هر چيز از اعتبار خود خرج کرد که اين موضوع بي شک متوجه مجيد درخشاني آهنگساز و سرپرست گروه است و بس. چرا که پرواضح بود همه نوازندگان حداکثر توان خود را به کار گرفته اند، صد حيف که نيروي اين جوانان به درستي هدايت نشده بود. اما به رغم نقاط ضعف و قوت بسيار که از محدوده محدود اين يادداشت خارج است، حرکت و تلاش خورشيد ستودني است و در اين سال هاي رکود موسيقي اصيل ايراني نه چون خورشيد اما مي تواند گرما و نوري اندک باشد.

منبع : روزنامه اعتماد / به تاریخ ۷ آذرماه ۱۳۸۶ / پیمان پایدار

روزنامه اعتماد / صفحه موسیقی / شماره 1551

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت 21:29  توسط بامداد فتوحی  |