"سعيد فرجپوری " موسيقي را از دوران كودكي آغاز كرده و "حسن كامكار" در سنندج اولين استاد موسيقي او بوده است. او بعد از چند سال يك اركستر خردسالان تشكيل و در آن فعاليتهاي گروهي انجام ميداد تا اينكه در اركستر وزارت فرهنگ و هنر آن زمان شركت و برنامههاي متعددي را به اجرا درآورد. "فرج پوري" بعد از آن به تهران مهاجرت كرده و وارد گروه شيدا به سرپرستي "محمدرضا لطفي" شد و در كانون فرهنگي - هنري چاووش نيز فعاليتهاي مهمي انجام ميداد. او در ديگر گروه مهمي كه در آن زمان فعاليت ميكرد، يعني "عارف" نيز حضور داشت و همچنين با گروههای "پايور" و "آوا" به خوانندگي "محمدرضا شجريان" نيز همكاري ميكرد. اين در حالي است كه او از سال 2000 ميلادي با گروه دستان همكاري خود را آغاز كرده و در كنار آن، سالهاست كه در مراكز گوناگوني چون چاووش، مركز حفظ و اشاعه موسيقي، دانشگاه هنر، هنرستان موسيقي و... نيز تدريس ميكرده است. از جمله آثار او ميتوان به آلبومهاي همنوازي با تنبك به نامهاي تكنوازي كمانچه، كمانچهنوازي براساس نغمههاي كردي، موسيقي براي گروه سازهاي ملي با نام "ژوان" نقش پندار، آوات، زمانه، يادواره سيدعلي اصغر كردستاني، شوريده (برنده عنوان شوك موسيقي از مجله موسيقي لوموند و جايزه بهترين موسيقي سال 2003 از وزارت فرهنگ فرانسه)، آلبوم غوغاي عشق بازان، درياي بيپايان و كتاب 20 قطعه براي كمانچه اشاره كرد. با او به گفتوگو نشستهايم.
اعتماد ملی : امسال را تا اينجا سال پركاري داشتيد، از
اجراهايتان به همراه استاد شجريان در داخل و خارج از كشور و همچنين برنامههاي دستان، اين فعاليتها ادامه خواهد داشت؟
فرج پوری : دقيقاً، ما ابتدا يك تور كنسرت به همراه آقاي شجريان و همچنين مجيد درخشاني، محمد فيروزي و همايون شجريان در اروپا داشتيم كه با استقبال بسيار خوبي مواجه شد و بعد از آن هم در تهران به اجراي برنامه پرداختيم كه آلبومي از همين كار با نام "غوغاي عشقبازان" منتشر شد. اين كار با آهنگسازي من است و البته دو تصنيف از كارهاي "شجريان" نيز در آن وجود دارد. به همراه گروه "دستان" در فستيوال موسيقي در مراكش شركت كرديم و اواسط مهرماه نيز به همراه اين گروه در كانادا و آمريكا به اجراي برنامه خواهيم پرداخت. در اين كنسرت بخشهايي از آلبوم "درياي بيپايان" اجرا خواهد شد كه "سالار عقيلي" خوانندگي اين قسمت را بهعهده دارد و بخشي از برنامه نيز بهصورت موسيقيسازي انجام خواهد شد كه كار آهنگسازي قسمت سازي را "حسين بهروزينيا" برعهده دارد.
اعتماد ملی : اجراي برنامه به همراه گروه دستان در ايران، تجربه موفقي بود. در نظر نداريد كه اين تجربه را بار ديگر تكرار كنيد؟
فرج پوری : به هر حال مشكلات اجراي برنامه در ايران بسيار زياد است، بهخصوص آنكه اعضاي گروه دستان در كشورهاي مختلفي ساكن هستند و اعطاي ديرهنگام مجوزها، برنامهريزيها را با مشكل مواجه ميكند. با اين حال احتمالاً در سال آينده در تهران به اجراي برنامه خواهيم پرداخت.
اعتماد ملی : در كنسرتهاي اخير استاد شجريان كه شما نيز حضور داشتيد، توسط برخي اساتيد پارهاي انتقادات مطرح شد. خودتان از سطح كيفي كار راضي بوديد؟
فرج پوری : ببينيد، اين نظرات هميشه سليقهاي است. هر برنامهاي كه اجرا ميشود، تعدادي موافق و مخالف دارد، يعني ممكن است عدهاي از نظر سليقهاي نتوانند با بافتكار ارتباط برقرار كنند، اما به هر حال نميتوان منكر شد كه آقاي شجريان استاد مسلم آواز ايران است و در هر برنامهاي كه اجرا ميكنند، كارشان را به بهترين نحو ممكن انجام ميدهند. در كنسرت اخير هم همين اتفاق افتاد، به هر حال 45 سال فعاليت مستمر در زمينه آواز ارمغاني براي ايشان به همراه داشته است كه بسيار پرثمر است و نتيجه آن را ميتوان در كنسرتهايي كه برگزار ميكنند، مشاهده كرد.
اعتماد ملی : فكر نميكنيد كه اين اجراهاي مستمر همراه با دستان و بهتازگي با گروه "آوا" فعاليتهاي آهنگسازيتان را تحت تاثير قرار داده و كمرنگ كند؟
فرج پوری : من فكر ميكنم اصولاً آهنگسازي، فعاليتي نيست كه به تصميم من و يا هر كس ديگر بستگي داشته باشد. يعني اينطور نيست كه من اراده كنم كه دو هفته بنشينم و قطعهاي بسازم و اين اتفاق بيفتد. آهنگسازي به شدت تحت تاثير حال و هواي خالق اثر است، بنابراين يك موسيقيدان هر اندازه كه بيشتر در جريان كار باشد، ميتواند آثار بيشتري خلق كند تا اينكه خود را محدود و منزوي كند. اجراي برنامه و كنسرت هم هيچ مغايرتي با آهنگسازي ندارد و اتفاقاً ميتواند به آن كمك كند.
اعتماد ملی : در اين اجراها بهنظر ميرسد كه تلاش فراواني براي آشنايي با موسيقيسازي انجام ميدهيد، چقدر به برابري موسيقيسازي و آوازي اعتقاد داريد؟
فرج پوری : موسيقيسازي ما قابليتهاي بسيار فراواني دارد، اما به دلايل فراوان اين نوع موسيقي هنوز به شكل مستقل آن معنا و مفهوم خود را نيافته است. بنابراين اساتيد موسيقي بايد تلاش فراواني در اين زمينه انجام دهند كه اين نوع موسيقي نيز در ميان مردم پذيرفته شود، مانند اتفاقي كه هماكنون در تمام دنيا رايج است. البته رسيدن به اين هدف بيش از هر چيز به فعاليتهاي عملي احتياج دارد، اتفاقي كه كمتر ميافتد و تنها محدود به بيان پارهاي اظهارنظرها شده است؛ ضمن آنكه نميتوان اين مسأله را ناديده گرفت كه تكنيك و قدرت نوازندگي از اهميت فوقالعادهاي در راه رسيدن به اين هدف برخوردار است. يعني اگر تصميم به اجراي موسيقيسازي داريم، بايد بيان خاص خود را داشته باشيم كه اين به تمرين بسيار احتياج دارد. تنها در اين صورت است كه ميتوان اميدوار بود كه اين نوع موسيقي جايگاه خود را بيابد. البته گروه "دستان" در اين زمينه اقدامات فراواني را انجام داده است.
اعتماد ملی : اما تاريخ موسيقي ايران هميشه با خوانندهسالاري همراه بوده است، حتي زماني كه نوازندههاي بسيار قدرتمندي وجود داشته است؟
فرج پوری : اقدامات ما تنها به انتشار يك سيدي و يا كاست محدود است كه بهطور طبيعي نميتواند تأثير فراواني روي عامه مردم داشته باشد. در اجراهاي زنده هم وضعيت به همين ترتيب است. در بهترين شكل ممكن در اجراي يك برنامه در طول چندين شب قريب 10 تا 15 هزار نفر از يك برنامه ديدن ميكنند و قطعاً اين تعداد كمي است، بلكه بايد يك تريبون عمومي مانند يك رسانه تصويري در اين زمينه اقدام كند. اگر اين امكان وجود داشت، جايگاه موسيقيسازي ما و اصولاً موسيقي سنتي ايران ميتوانست، در جايگاه بسيار بالاتري از آنچه هماكنون وجود دارد، قرار گيرد. در تمام كشورهاي غربي يك شبكه تلويزيوني وجود دارد كه به شكل مداوم موسيقي ملي و كلاسيك آنها را پخش ميكند، در حالي كه در ايران اين امكان به هيچ عنوان وجود ندارد. هنوز بعد از گذشت سه دهه از وقوع انقلاب، نمايش ساز در رسانه ملي حل نشده است و هيچكس هم در اين زمينه جوابگو نيست. به همين خاطر است كه بسياري از مردم و جوانان حتي سازهاي ما را هم نميشناسند و اين مهمترين مشكل ماست. گوش مردم هنوز با تركيب سازهاي سنتي ايران آشنا نيست. در اين شرايط چگونه ميتوان فعاليت كرد و اميدوار بود كه تأثيرگذار باشد. در اين سالها موسيقيدانان بزرگي به همراه گروههايي چون شيدا، عارف، پايور، دستان و... فعاليتهاي مهمي انجام دادهاند، اما اين فعاليتها تا چه اندازه توانسته است تأثيرگذار باشد؟ از طرفي "كلام" هميشه مفهومتر است و ارتباط برقراركردن با آن سادهتر، در حالي كه بيان سازها حالت انتزاعي دارد و درك آن نياز به شناخت و آشنايي دارد كه تنها در يك سطح فرهنگي بالا امكانپذير است. سازهاي سولو بايد مانند يك بخش آموزشي از تلويزيون پخش شود. از طرفي نميتوان اين مسأله را ناديده گرفت كه ما در زمينه ادبيات و شعر ميراث گرانبهايي داريم كه اجراي آن برعهده خواننده است.
اعتماد ملی : تأكيد شما در گروه دستان بر اجراي بخش سازي از كجا نشأت ميگيرد؟ چرا تاكنون "دستان" عليرغم موفقيتهاي بيشمارش، به يك خواننده ثابت نرسيده است؟
فرج پوری : سياست موسيقايي دستان اين است كه در هر برنامه، اجرايي متفاوت داشته باشد. يعني ما يك پروژه را اجرا و سپس آن را منتشر ميكنيم و سراغ پروژهاي ديگر ميرويم؛ هر خواننده هم متناسب با يكي از اين سياستها ميتواند ايفاي نقش كند، چرا كه در هر برنامه رنگ و صداها متفاوت است.
اعتماد ملی : شما به همراه گروه دستان سابقه اجراي موسيقي اركسترال با تركيب سازهاي سنتي را داريد، قصد نداريد كه اركستر را گسترش دهيد تا قابليتهاي موسيقي سنتي ايران را بيشتر به جهانيان معرفي كنيد؟
فرج پوری : اين اقدام انجامپذير است، اما لازمه آن حمايت است. اداره يك گروه 25-20 نفره سازماندهي فراواني ميخواهد و يك حمايتكننده قوي تا به اين گروه خوراك برساند، در حالي كه گروه دستان به شدت مستقل است و تمامي فعاليتهاي آن صرفاً با همت خود اعضا انجام ميشود، ضمن آنكه از هرگونه حمايت مالي و معنوي محروم است، در غير اين صورت بهطور قطع فعاليتهايي از اين دست را انجام ميداديم؛ الان هم در صورت حمايت نهاد و يا اسپانسري قوي اين پتانسيل در گروه دستان وجود دارد، اما بايد قبول كرد كه اين اقدامات آنها تنها توسط يك گروه امكانپذير نيست.
اعتماد ملی : در اين ميان مشكلات سازهاي موسيقي سنتي مثل عدم هماهنگي كوك و... را چگونه ميتوان برطرف كرد؟
فرج پوری : به هر حال اين مشكلات هم وجود دارد و هرچه تعداد سازها بيشتر باشد، مشكلاتي از قبيل هم كوككردن آنها هم افزايش پيدا ميكند، اما ميشود اين مشكلات را مرتفع و كوك را تا حد قابل قبولي نگهداشت تا باعث آزار گوش نشود. به هر حال سازهاي سنتي ايران را نميتوان با سازهاي اركستر سمفونيك مقايسه كنيم، براي مثال مشكلترين كوك به سازهای پوستي تعلق دارد كه در اركستر سمفونيك فقط سازهاي كوبهاي هستند، اما در موسيقي سنتي ما بسياري از سازها پوستي است و تغيير دما باعث برهمخوردن كوك آنها ميشود.
اعتماد ملی : استاد دهلوي راهكارهايي در اين زمينه ارائه دادند. فكر ميكنيد ميشود با اعمال تغييرات جزيي اين معضل را حل كرد؟
فرج پوری : سازهاي ما با همين ويژگيهايي كه دارد، نشانگر هويت فرهنگي ماست. براي مثال كمانچه شبيه ويولني است كه پوست دارد، حالا اگر ما اين پوست را برداشته و به جايش يك صفحه چوبي بگذاريم، ماهيت آن بهطور كلي تغيير ميكند. در كنسرتهاي ما ويژگيهاي همين سازهاست كه مورد توجه بسياري از اساتيد موسيقي خارج از كشور قرار ميگيرد. البته اقداماتي براي حل اين مسائل انجام شده است. مثلاً برخي اساتيد سازنده ساز مادهاي به پوست ميزنند كه كوكش با تغيير دما، عوض نشود، اما اين تغييرات بايد به شكلي باشد كه ماهيت ساز را مشكل نكند. اين موضوع ربطي هم به تعصبات رايج در موسيقي ما ندارد؛ بلكه مسأله اين است كه تغيير ساختار سازها به هويت فرهنگيشان لطمه وارد خواهد كرد.
اعتماد ملی : هويت موسيقي ما كه سالهاست مورد آسيب قرار گرفته است و اين مسأله ربطي هم به تغيير ساختار سازها نداشته است؟
فرج پوری : بله، هويت موسيقي ايراني بيش از هر چيز از داخل آسيب ديده است و متأسفانه با توجه به برخي تصميمها متوليان فرهنگي ضربههاي شديدي خورده و اگر راهكاري اساسي در اين زمينه اتخاذ نشود، چند سال بعد چيزي از موسيقيها در نزد فرهنگ عمومي جامعه و توده مردم - از لحاظ فرهنگي و شنيداري - وجود نخواهد داشت و مسيري ديگر شكل ميگيرد. هجوم امواج ماهوارهها و... بهطور كلي فرهنگ ما و بهخصوص موسيقي را با تهديداتي جدي روبهرو كرده است؛ بنابراين چارهاي جز سرمايهگذاري بيشتر و تبليغات مناسب وجود ندارد. موسيقي ما اگر از داخل حمايت شود، ناخودآگاه در دنيا نيز شناخته ميشود. گروههايي مثل "دستان" و "آوا" عليرغم تلاشهاي فراواني كه انجام ميدهند، نميتوانند گامهاي چندان بزرگي بردارند، بلكه به حمايتهاي گستردهاي نياز است تا موسيقيها همرده با موسيقي هند و عرب قرار گيرد.
اعتماد ملی : شما اصرار فراواني داريد كه موسيقي سنتي ما در حال حاضر ارتباط ميزاني با عموم مردم ندارد. صرفنظر از مشكلات موجود، چقدر از مشكل را متوجه جنس اين نوع موسيقي ميدانيد؟
فرج پوری : موسيقي سنتي و كلاسيك ما مثل موسيقي كلاسيك غربي يك موسيقي جدي است و همين برقراري ارتباط عموم مردم با آن را با مشكل مواجه ميكند. در حالي كه موسيقيهاي لايت و پاپ سبك هستند و هر فردي ميتواند با آن ارتباط بگيرد. تصور من اين است كه موسيقي مثل يك زبان است كه ابتدا بايد اصول اوليه آن را شناخت و بعد آن را درك كرد. البته منكر اين مسأله نيستم كه موسيقي كلاسيك شنونده كمتري دارد و اين به خودي خود مشكل نيست؛ مسأله اينجاست كه جامعه ما دچار نوعي بيهويتي موسيقايي شده است و البته تقصيري هم متوجه آن نيست، چرا كه آموزشهاي لازم به آنها داده نشده است و بايد فعاليتهاي زيادي در اين خصوص انجام شود.
اعتماد ملی : آقاي فرجپوري قبول داريد كه برخي از اساتيد هم در اين سالها با كناركشيدن خود از عرصه در اين زمينه مقصرند؟
فرج پوری : بعد از انقلاب هم موسيقيدانان بزرگي تلاش كردند و عليرغم همه مشكلات به فعاليت خود ادامه دادند، اما بايد زمينه بهتري براي آنان فراهم كرد. بايد امكان اجراي برنامههاي زنده و انتشار آثار فراهم شود. وضعيت اقتصادي موسيقي در حال حاضر بهگونهاي است كه كمتر كسي حاضر به سرمايهگذاري در آن نيست و اين اقدامات هم از عهده اهالي موسيقي خارج است. البته در تابستان سال جاري با حمايت خانه موسيقي شاهد اتفاقات مهمي در اين زمينه بوديم كه اميدواريم ادامه يابد. بهخصوص آنكه علاوه بر اساتيد تراز اول، استعدادهاي جوان فراواني هم وجود دارد، اما آيا مكاني براي بهرهبرداري از اين استعدادها وجود دارد؟ نهادهاي فرهنگي مثل ارشاد، صدا و سيما و... بايد در اينباره فكري كرده و اقدامي براي آنان انجام دهند كه مهمترين آن فراهمآوردن شرايط كار براي فارغ التحصيلان رشته موسيقي است.